مقاله پژوهشی
زبانشناسی کاربردی
رضا صحت؛ پرویز علوی نیا؛ جواد غلامی
چکیده
اگرچه تحقیقات در مورد ماهیت پویای انگیزه شتاب بیشتری گرفته است، اما هنوز جنبههایی از این موضوع وجود دارد که نیاز به بررسی بیشتر دارد. یکی از این حوزههای کمتر مورد تحقیق، تأثیر ماژولهای یادگیری مختلف بر جهت و الگوی تغییرات انگیزشی، به ویژه در محیطهای یادگیری مجازی است. با توجه به این شکاف، مطالعه حاضر به بررسی چگونگی نوسان انگیزه ...
بیشتر
اگرچه تحقیقات در مورد ماهیت پویای انگیزه شتاب بیشتری گرفته است، اما هنوز جنبههایی از این موضوع وجود دارد که نیاز به بررسی بیشتر دارد. یکی از این حوزههای کمتر مورد تحقیق، تأثیر ماژولهای یادگیری مختلف بر جهت و الگوی تغییرات انگیزشی، به ویژه در محیطهای یادگیری مجازی است. با توجه به این شکاف، مطالعه حاضر به بررسی چگونگی نوسان انگیزه زبانآموزان زبان انگلیسی به عنوان زبان خارجی بر اساس ماژولهای یادگیری مختلف پرداخت. در این راستا، شرکتکنندگان از محیطهای مؤسسه، دبیرستان و دانشگاه انتخاب شدند. بنابراین، هدف اصلی مطالعه، بررسی تفاوتهای بین سه زمینه در مورد نوسانات انگیزشی ناشی از درگیری با ماژولهای درسی مختلف بود. از دستگاه موتومتر به عنوان وسیله اصلی جمعآوری دادهها استفاده شد. همچنین، در تلاش برای مثلثبندی رویه جمعآوری دادهها، پس از جمعآوری دادههای موتومتر، از تفکر گذشتهنگر استفاده شد. بر اساس یافتهها، برای زبانآموزان مؤسسه، اواسط فرآیند عملکرد آنها زمان اوج انگیزه بود. علاوه بر این، مشخص شد که زبانآموزان در فعالیتهای موجود در ماژول شفاهی در مقایسه با فعالیتهای خواندن، انگیزه بیشتری را تجربه میکنند. برعکس، دانشآموزان دبیرستانی در مقایسه با بخشهای گفتاری و شنیداری، به سطوح بالاتری از انگیزه در بخش خواندن دست یافتند. در نهایت، اگرچه تفاوتهای معناداری بین محیط مؤسسه و مدرسه در مورد میانگین مقادیر انگیزشی برای بخشهای شفاهی مشاهده شد، اما هیچ تفاوت معناداری بین الگوهای نوسانات انگیزشی رخ داده برای دانشجویان مؤسسه، دبیرستان و دانشگاه در بخش خواندن مشاهده نشد. پیامدهای یافتهها در سراسر مقاله مورد بحث قرار گرفته است.
مقاله پژوهشی
زبانشناسی کاربردی
شیوا عزیزپور؛ علیرضا ذاکر
چکیده
با وجود اهمیت محوری مهارت واژگان در درک و تولید، بسیاری از زبانآموزان انگلیسی به عنوان زبان خارجی در به خاطر سپردن و به کارگیری واژگان جدید خارج از کلاس درس با مشکل مواجه اند. مطالعه حاضر به بررسی مقایسهای تأثیر استفاده از روش اثر زنجیرهای و روش دیوار لغات بر بازیابی و تولید واژگان در میان زبانآموزان ایرانی سطح متوسط زبان انگلیسی ...
بیشتر
با وجود اهمیت محوری مهارت واژگان در درک و تولید، بسیاری از زبانآموزان انگلیسی به عنوان زبان خارجی در به خاطر سپردن و به کارگیری واژگان جدید خارج از کلاس درس با مشکل مواجه اند. مطالعه حاضر به بررسی مقایسهای تأثیر استفاده از روش اثر زنجیرهای و روش دیوار لغات بر بازیابی و تولید واژگان در میان زبانآموزان ایرانی سطح متوسط زبان انگلیسی به عنوان زبان خارجی پرداخت. شصت شرکتکننده (۳۰ زن و ۳۰ مرد) با بازه سنی ۱۸ الی ۲۳ سال (میانگین سنی= ۲۰.۵) از طریق آزمون مقدماتی زبان انگلیسی انتخاب و به صورت تصادفی به دو گروه آزمایشی تقسیم شدند. گروه اول با استفاده از تمرینهای واژگانی بههمپیوسته و مبتنی بر بافت و گروه دوم با کمک ابزارهای بصری و نمایشهای تعاملی کلمات، آموزش دیدند. در این مطالعه، یک طرح شبهآزمایشی پیشآزمون-پسآزمون به کار گرفته شد و دادهها از طریق آزمونهای واژگان جمعآوری گردید. تحلیلهای آماری، از جمله آنالیز واریانس اندازهگیریهای مکرر و آنالیز واریانس چندمتغیره، نشان داد که هر دو گروه در بازیابی و تولید واژگان پیشرفت قابلتوجهی داشتند. با این حال، شرکتکنندگان گروه اول با افزایش میانگین ۳.۶ در حفظ واژگان از نمرات پیشآزمون به پسآزمون، در مقایسه با میزان افزایش ۳.۲ در گروه دوم، پیشرفت قابل توجهی در حفظ واژگان داشتند. این یافتهها بر اثربخشی روشهای آموزشی تعاملی و متنوع در بهبود یادگیری و حفظ واژگان در میان زبانآموزان ایرانی تأکید دارند. بر اساس نتایج این مطالعه، استفاده از روش اثر زنجیرهای و دیوار لغات برای پاسخ به نیازهای متنوع زبانآموزان و بهبود شیوههای تدریس، به معلمان توصیه میشود. همچنین نتایج مطالعه حاضر بر اهمیت گنجاندن روشهای نوآورانه و فراگیر در برنامههای درسی آموزشی تأکید دارد. این دو روش به توسعه چارچوبهای آموزشی کمک کرده و نتایج و تجربیات یادگیری زبانآموزان انگلیسی به عنوان زبان خارجی را بهبود میبخشند.
مقاله پژوهشی
منظورشناسی بینزبانی
رضا باقری نویسی؛ محمد مهدی حسنی
چکیده
این مطالعه به بررسی عمیق بینامتنی در توییتهای آکادمیک، بهویژه آنهایی که توسط زبانشناسان کاربردی در پنج کشور انگلیسیزبان: ایالات متحده، بریتانیا، استرالیا، کانادا و ایرلند نگارش شدهاند، میپردازد. با تحلیل توییتهای انجمنهای برجسته زبانشناسی کاربردی، این تحقیق انواع بازنماییهای بینامتنی را شناسایی کرده و بررسی ...
بیشتر
این مطالعه به بررسی عمیق بینامتنی در توییتهای آکادمیک، بهویژه آنهایی که توسط زبانشناسان کاربردی در پنج کشور انگلیسیزبان: ایالات متحده، بریتانیا، استرالیا، کانادا و ایرلند نگارش شدهاند، میپردازد. با تحلیل توییتهای انجمنهای برجسته زبانشناسی کاربردی، این تحقیق انواع بازنماییهای بینامتنی را شناسایی کرده و بررسی میکند که چگونه این توییتها به سایر متون اشاره میکنند یا آنها را در خود جای میدهند. کاربردهایی که توسط این نمایشها انجام میشود، تحلیل میشوند تا بفهمیم چگونه متون به منظور تحقق هدف توییت متنسازی مجدد میشوند. این مطالعه از رویکرد کیفی و کمی برای کشف اشکال و کاربردهای بینامتنی استفاده کرده و بینشهایی را درباره روابط پیچیده بین متون و عوامل اجتماعی که توسط پلتفرم توییتر تسهیل میشود، ارائه میدهد. جمعآوری دادهها شامل یک پیکره جامع از ۳۰۰ توییت از حسابهای توییتر پنج انجمن بزرگ زبانشناسی کاربردی بوده که یک مجموعه غنی برای تحلیل را تضمین میکند. یافتههای کلیدی نشان میدهند که رویههای بینامتنی در توییتهای علمی برای خودتبلیغی، انتشار نتایج تحقیق و ساختن جوامع علمی حیاتی هستند. نقلقولهای چندرسانهای، اشارههای دیجیتال و پیوندها بهطور مکرر برای افزایش تعامل، گسترش دسترسی و ارائه زمینه اضافه استفاده میشوند. تحلیل همچنین نشان میدهد که توییتها کاربردهای متعددی از جمله جامعهسازی ، شبکهسازی و انتشار عمومی دانش آکادمیک را دارا هستند. این مطالعه بر ماهیت در حال تحول ارتباطات علمی در شبکههای اجتماعی تأکید کرده و پیشنهاد میدهد که گروههای زبانشناسی کاربردی بهطور استراتژیک از توییتر برای تقویت حضور علمی و تأثیرگذاری خود استفاده میکنند. کاربردهای عملی برای دانشگاهیان شامل استفاده استراتژیک از هشتگها، گنجاندن عناصر چندرسانهای و تعامل فعال با جامعه علمی از طریق بازتوییتها، اشارهها و پاسخها میباشد. این استراتژیها نه تنها دید و تأثیر کار علمی را بهبود میبخشند، بلکه حس جامعه و همکاری درون رشته را نیز تقویت میکنند.
مقاله پژوهشی
تحلیل گفتمان
رضا نوروزی؛ میثم رحیمی
مقاله پژوهشی
آموزش معلم
جمیله راحمی
چکیده
با گسترش روزافزون بهرهگیری از فناوریهای دیجیتال در آموزش، سواد دیجیتال برای معلمان تازهکار و باتجربه ضرورتی اساسی دارد. دانشگاه فرهنگیان، مهمترین نهاد تربیت معلم در ایران، نقشی کلیدی در تقویت سواد دیجیتال و ادغام فناوری از طریق برنامههای کارورزی ایفا میکند؛ جایی که معلمان راهنما شیوههای تدریس را بهصورت الگویی ارائه ...
بیشتر
با گسترش روزافزون بهرهگیری از فناوریهای دیجیتال در آموزش، سواد دیجیتال برای معلمان تازهکار و باتجربه ضرورتی اساسی دارد. دانشگاه فرهنگیان، مهمترین نهاد تربیت معلم در ایران، نقشی کلیدی در تقویت سواد دیجیتال و ادغام فناوری از طریق برنامههای کارورزی ایفا میکند؛ جایی که معلمان راهنما شیوههای تدریس را بهصورت الگویی ارائه میدهند. با وجود اهمیت موضوع، شایستگیهای سواد دیجیتالِ دانشجومعلمان زبان انگلیسی بهعنوان زبان خارجی و معلمان راهنمای آنان در دانشگاه فرهنگیان هنوز بهطور کافی بررسی نشدهاند. این مطالعه توصیفی، با تکیه بر چارچوبهای دانش محتوایی–پداگوژیکی–فناورانه و شایستگی دیجیتال معلمان برداشتهای فردی و ارزیابیهای متقابل سواد دیجیتال و کاربرد فناوری در میان معلمان راهنمای زبان انگلیسی و کارورزان را بررسی کرده است. از نمونهگیری هدفمند برای توزیع دو پرسشنامه موازی با مقیاس لیکرت در میان ۶۲ کارورز زبان انگلیسی مشغول در دورههای کارورزی و ۵۳ معلم راهنمای زن دبیرستانی استان اصفهان استفاده شد. .یافتههای مربوط به برداشتهای فردی نشان داد که هر دو گروه خود را در استفاده از ابزارهای دیجیتال پایه توانمند ارزیابی کردند. کارورزان اعتماد بیشتری نسبت به فناوریهای مشارکتی و محتوایی گزارش کردند، در حالی که معلمان راهنما در کاربردهای تخصصیتر خود را ضعیفتر ارزیابی نمودند.نتایج ارزیابیهای متقابل نشان داد که معلمان راهنما کارورزان را توانمند اما در ادغام فناوری در کلاس تنها متوسط ارزیابی کردند؛ در مقابل، کارورزان معلمان راهنما را کمتر باسواد دیجیتال و کاربران کمتکرار ابزارهای فناوری دانستند. هر دو گروه تواناییهای خود را بالاتر از طرف مقابل ارزیابی کردند که نشاندهندهٔ سوگیری خودارتقایی و تفاوتهای نسلی در برداشت از سواد دیجیتال است.این یافتهها بر ضرورت توسعهٔ متقابل سواد دیجیتال، تقویت الگوپردازی معلمان راهنما و آموزش دیجیتال ساختاریافته در برنامههای تربیتمعلم برای رفع شکافهای نسلی و ارتقای کاربرد آموزشی فناوری تأکید دارد.
مقاله پژوهشی
انگلیسی برای اهداف ویژه
مسعود آزادنیا
چکیده
اگرچه هوش مصنوعی (GenAI) شکل آموزش زبان را در سطح جهانی دگرگون کرده است، اما استفاده از آن در آموزش زبان انگلیسی برای اهداف ویژه (ESP) در ایران به دلیل برنامههای درسی سختگیرانه، استقلال محدود و فقدان منابع معتبر و مختص رشته، همچنان محدود مانده است. این مطالعه با طراحی چندوجهی چارچوبی در راستای همسو سازی قابلیتهای هوش مصنوعی با وقایع ...
بیشتر
اگرچه هوش مصنوعی (GenAI) شکل آموزش زبان را در سطح جهانی دگرگون کرده است، اما استفاده از آن در آموزش زبان انگلیسی برای اهداف ویژه (ESP) در ایران به دلیل برنامههای درسی سختگیرانه، استقلال محدود و فقدان منابع معتبر و مختص رشته، همچنان محدود مانده است. این مطالعه با طراحی چندوجهی چارچوبی در راستای همسو سازی قابلیتهای هوش مصنوعی با وقایع آموزشی بومی، به دنبال رفع این شکاف است. در این مطالعه بواسطه ی مثلثبندی نظری، از روششناسی ترکیبی استفاده میشود که در این روش، پژوهش طراحی محور، طراحی چندوجهی و رویکردهای کیفی مشارکتی ترکیب میگردد. در مرحله تحلیل نیاز بیست و شش نفر ذینفع زبان انگلیسی برای اهداف ویژه، شامل هشت مربی و هجده زبانآموز شرکت کردند. سپس با نوزده شرکتکننده - هشت مربی و یازده زبانآموز - مصاحبههای دقیقی انجام شد. سه مربی و سه زبانآموز، که به صورت هدفمند از بین افراد حاضر در دو مرحله قبلی انتخاب شده بودند، به همراه سه سیاستگذار و سه متخصص هوش مصنوعی، در آخرین مرحله طراحی چندوجهی شرکت کردند تا از دیدگاههای چندگانه در ایجاد مدل اطمینان حاصل شود. یافته های این مطالعه نشان میدهد، زبانآموزان شخصیسازی، پشتیبانی نوشتاری و سازگاری انضباطی را در اولویت قرار میدهند، در حالی که مدرسان بر محرک های کنترلشده، سواد اخلاقی و طراحی مجدد ارزیابی تأکید داشتند. دغدغه های مشترک دو گروه شامل اتکای بیش از حد، صلاحیت شناختی و دسترسی نابرابر به دنیای دیجیتال بود. فرآیند طراحی چندوجهی ، یک مدل آموزشی چرخشی ایجاد میکند که شامل مکانیسمهای دوگانه بررسی انسانی، خودگزارشی اخلاقی، بررسی آگاهی از سوگیری، چرخه های بازخورد چندوجهی و آموزش تثبیتشده معلمان است. چارچوب این مطالعه با ارائه مرجع نظری داده بنیاد و سازگار برای استفاده از هوش مصنوعی مختص رشته در دوره های ESP، مربیان، طراحان برنامه درسی و سیاستگذاران را در زمینههای ESP مشابه با موارد بررسیشده در این تحقیق راهنمایی می کند.
مقاله پژوهشی
منظورشناسی بینزبانی
Amir Zand-Moghadam؛ بهزاد رهبر؛ نسترن رستمزاده
چکیده
علیرغم توجه روز افزونی که به آموزش زبان میراثی شده، ارتقا توانش منظورشناختی در زبانآموزان میراثی کودک، به ویژه در حیطهی کنشهای گفتاری مانند عذرخواهی و درخواست، پیشرفت چندانی نداشتهاست. این موضوع نشانگر نبود ادبیات پژوهشی لازم در این حوزه است. در تلاش برای رفع این خلاء، پژوهش حاضر با هدف بررسی تولید کنشهای گفتاری عذرخواهی ...
بیشتر
علیرغم توجه روز افزونی که به آموزش زبان میراثی شده، ارتقا توانش منظورشناختی در زبانآموزان میراثی کودک، به ویژه در حیطهی کنشهای گفتاری مانند عذرخواهی و درخواست، پیشرفت چندانی نداشتهاست. این موضوع نشانگر نبود ادبیات پژوهشی لازم در این حوزه است. در تلاش برای رفع این خلاء، پژوهش حاضر با هدف بررسی تولید کنشهای گفتاری عذرخواهی و درخواست در فارسیآموزان میراثی کودک، انجام شد. به منظور سنجش توانش کاربردشناختی 85 شرکتکننده کودک و بررسی تأثیر آموزش صریح و ضمنی بر تولید کنشهای گفتاری عذرخواهی و درخواست، آزمون تکمیل گفتمان شفاهی، به صورت پیش آزمون و پس آزمون بر 41 پسر و 44 دختر در پایههای سوم و چهارم اجرا شد. یافتهها نشان داد که تولید کنش گفتاری زبانآموزان به شکل معناداری تحت تأثیر آموزش صریح و ضمنی بودهاست. به عنوان یک یافتهی انتقادی، این مطالعه نشان داد که آموزش ضمنی به صورت بالقوه میتواند در زمینههای خاص به یک اندازه کاربردی باشد و نیازمند بازنگری درراهبردهای آموزش کنشهای گفتاری است. این یافته طراحان و تهیهکنندگان برنامه درسی و مواد آموزشی را تشویق میکند تا فراتر از اتکای سنتی به روش آموزش صریح، به رویکرد جامعتری روی آورند که هر دو روش صریح و ضمنی را در برگرفته و در اولویت قرار میدهد.
مقاله پژوهشی
تحلیل گفتمان
عادل محمدی؛ هیوا ویسی
چکیده
پژوهش حاضر با هدف بررسی واکنش کاربران نسبت به تنوع زبانی در شبکههای اجتماعی فارسیزبان، بهویژه اینستاگرام، انجام شده و بر اساس چارچوب نظری فرودستسازی زبانیِ لیپی-گرین صورت گرفته است. روش پژوهش، تلفیقی از نوع کیفی-کمی است که دادهها در بخش کیفی با بهرهگیری از الگوی فرودستسازی زبانی شامل هفت مؤلفۀ اصلی (رمزآلودسازی، مرجعیت، ...
بیشتر
پژوهش حاضر با هدف بررسی واکنش کاربران نسبت به تنوع زبانی در شبکههای اجتماعی فارسیزبان، بهویژه اینستاگرام، انجام شده و بر اساس چارچوب نظری فرودستسازی زبانیِ لیپی-گرین صورت گرفته است. روش پژوهش، تلفیقی از نوع کیفی-کمی است که دادهها در بخش کیفی با بهرهگیری از الگوی فرودستسازی زبانی شامل هفت مؤلفۀ اصلی (رمزآلودسازی، مرجعیت، غلطرسانی، ناچیزانگاری، سازشگر/ناسازشگر، تهدید و وعده) تحلیل شدهاند. در بخش کمی نیز، فراوانی و درصد حضور هر مؤلفه در میان بیش از ۴۰۰ کامنت کاربران صفحات پرمخاطب فارسیزبان در بازه زمانی ۱۴۰۲ تا ۱۴۰۴ محاسبه شده است. یافتهها نشان میدهد که مؤلفههای «غلطرسانی» و «ناچیزانگاری» بیشترین بسامد را داشتهاند و فضای مجازی نظیر اینستاگرام، علیرغم تصور اولیه، بستر بازتولید ایدئولوژی زبان معیار و طرد گونههای غیرمعیار را فراهم کرده است. در نهایت قضاوت کاربران اغلب متأثر از ایدئولوژیهای تکزبانی معیار است که بهصورت آگاهانه یا ناآگاهانه، زبان به اصطلاح معیار را فرادست و ارزشمند و دیگرگونهها به اصطلاح غیرمعیار را ناچیز و فرودست جلوه میدهند
مقاله پژوهشی
آموزش
سارا موسی زاده علاف؛ ایرج خوشنویس؛ کریم نظری بقا
چکیده
این مقاله به بررسی نیات رفتاری معلمان زبان انگلیسی دبیرستان (از این پس معلمان) در ایران برای توسعه دورههای آموزشی با واسطه کامپیوتر(از این پس دورههای آموزشی ) میپردازد. این مقاله با استفاده از نظریه رفتار برنامهریزی شده (TPB) رابطه بین نگرشها، هنجارهای ذهنی، کنترل رفتاری ادراک شده و نیات رفتاری معلمان را بررسی می کند. یک نظرسنجی ...
بیشتر
این مقاله به بررسی نیات رفتاری معلمان زبان انگلیسی دبیرستان (از این پس معلمان) در ایران برای توسعه دورههای آموزشی با واسطه کامپیوتر(از این پس دورههای آموزشی ) میپردازد. این مقاله با استفاده از نظریه رفتار برنامهریزی شده (TPB) رابطه بین نگرشها، هنجارهای ذهنی، کنترل رفتاری ادراک شده و نیات رفتاری معلمان را بررسی می کند. یک نظرسنجی در رسانه های ارتباط جمعی شامل پلتفرم شاد و تلگرام انجام شد. پرسشنامه ای شامل 35 سؤال از نوع لیکرت توسط 440 معلم تکمیل شد. از تحلیل مسیر برای بررسی عوامل مؤثر بر نیات معلمان برای ایجاد دورههای آموزشی استفاده شد. علاوه بر این، تجزیه و تحلیلها نشان داد که 44 درصد از واریانس نیات رفتاری معلمان به طور تجمعی توسط نگرشها، هنجارهای ذهنی و کنترل رفتاری ادراک شده آنها توضیح داده میشود. برازش ضعیف مدل نشان از وجود عواملی همچون محدودیت های بافتی و اختلافات فرهنگی دارد. اما ارائه رابطه معنادار مفید بین سازههای این نظریه ارزش بررسی دارد.
مقاله پژوهشی
آموزش معلم
فاطمه دباغ ها؛ اصغر افشاری؛ بهرام مولائی
چکیده
این مطالعه به بررسی تأثیر ژورنالهای تأملی محاورهای (DRJ)، همراه با تأمل انتقادی مشارکتی هدایتشده (GCCR)، بر مهارتهای تفکر انتقادی و توسعهی هویت حرفهای معلمان زبان انگلیسی به عنوان زبان خارجی در ایران، با استفاده از مدل تمرین تأملی شون (1983) و مدل پیازی کورتاگِن (2004) میپردازد. این تحقیق با استفاده از یک طرح ترکیبی، شامل 60 معلم ...
بیشتر
این مطالعه به بررسی تأثیر ژورنالهای تأملی محاورهای (DRJ)، همراه با تأمل انتقادی مشارکتی هدایتشده (GCCR)، بر مهارتهای تفکر انتقادی و توسعهی هویت حرفهای معلمان زبان انگلیسی به عنوان زبان خارجی در ایران، با استفاده از مدل تمرین تأملی شون (1983) و مدل پیازی کورتاگِن (2004) میپردازد. این تحقیق با استفاده از یک طرح ترکیبی، شامل 60 معلم زبان انگلیسی به عنوان زبان خارجی (30 نفر در گروه آزمایش و 30 نفر در گروه کنترل) در طول یک ترم تحصیلی بود. دادههای کمی حاصل از بررسیهای قبل و بعد از مداخله با استفاده از آزمونهای Mann-Whitney U و Wilcoxon Signed-Rank تجزیه و تحلیل شدند، در حالی که بینشهای کیفی از تحلیل موضوعی ورودی ژورنالهای تأملی محاورهای و مصاحبههای گروه کانونی به دست آمدند. یافتهها نشاندهندهی پیشرفتهای قابل ملاحظهای در تفکر انتقادی و هویت حرفهای گروه آزمایش بود، که با مضامین نوظهورِ همسویی با مأموریت اخلاقی، عاملیت مشارکتی، تابآوری عاطفی، و آگاهی اجتماعی-فرهنگی، مدل کورتاگِن را گسترش میدهد. این نتایج بر اثربخشی ژورنالهای تأملی محاورهای در ارتقای تأمل تحولآفرین تأکید میکند و پیامدها و مفاهیمی را برای برنامههای تربیت معلم زبان انگلیسی به عنوان زبان خارجی در ایران، جهت کاهش موانعی مانند حجم کار و انعطافناپذیری نهادی ارائه میدهد.
مقاله پژوهشی
زبانشناسی کاربردی
گودرز علی بخشی
چکیده
ضطراب آزمون زبان خارجی (FLTA) بر واکنشهای شناختی، هیجانی و رفتاری زبان آموزان در مواجهه با ارزیابیهای زبانی اثر میگذارد. با وجود پژوهشهای گسترده درباره علل و پیامدهای این پدیده، درک جامع آن از منظر زبان آموزان همچنان کمتر مورد توجه قرار گرفته است. هدف این مطالعه، سنتز پژوهشهای کیفی و آمیخته درباره پیشایندها و پیامدهای FLTA با تمرکز بر ...
بیشتر
ضطراب آزمون زبان خارجی (FLTA) بر واکنشهای شناختی، هیجانی و رفتاری زبان آموزان در مواجهه با ارزیابیهای زبانی اثر میگذارد. با وجود پژوهشهای گسترده درباره علل و پیامدهای این پدیده، درک جامع آن از منظر زبان آموزان همچنان کمتر مورد توجه قرار گرفته است. هدف این مطالعه، سنتز پژوهشهای کیفی و آمیخته درباره پیشایندها و پیامدهای FLTA با تمرکز بر تجربه ها و ادراکات زبان آموزان است. جستجویی نظام مند در پایگاههای داده آموزش و روانشناسی برای مطالعات منتشرشده بین سالهای 1990 تا 2025 انجام شد. این مرور بر اساس دستورالعملهای اقلام ترجیحی گزارش دهی برای مرورهای نظام مند و فراتحلیلها (PRISMA) و شفاف سازی گزارش دهی در سنتز پژوهشهای کیفی (ENTREQ) انجام گرفت. کیفیت روش شناختی مطالعات با استفاده از چک لیست شفاف سازی گزارش دهی (ETR) برنامه مهارتهای ارزیابی انتقادی (CASP) ارزیابی شد. برای یکپارچه سازی یافته ها از سنتز تماتیک و ترجمه فراقوم نگارانه استفاده شد. نتایج مرور، پیشایندهای کلیدی FLTA را شناسایی کرد که شامل عوامل سطح زبان آموز (مانند خودکارامدی پایین، کمال گرایی، شکستهای تحصیلی پیشین و مهارتهای ناکافی خودتنظیمی)، ویژگیهای طراحی آزمون (مانند فشار زمانی، دشواری، قالبهای ناآشنا و معیارهای نامشخص) و فرهنگهای گسترده تر ارزشیابی با ویژگیهایی چون پیامدهای پرمخاطره، آموزش مبتنی بر آزمون و فشارهای اجتماعی است. پیامدهای FLTA چندبعدی بود و از تداخل شناختی و کاهش عملکرد تا رفتارهای اجتنابی، اتکا به راهبردهای کوتاه مدت و اثرات منفی بر درگیری بلندمدت با یادگیری زبان را دربر میگرفت. تغییرات مثبت با شیوه های ارزشیابی جایگزین، مانند پوشه کار و ارزشیابی تکوینی، همراه بود که نشان داده شده است اضطراب را کاهش داده و پیامدهای یادگیری را بهبود میبخشد. FLTA به صورت بوم شناختی و از طریق تعامل عوامل متعدد شکل میگیرد. طراحی آزمون و رویکردهای آموزشی نقشهای کلیدی در کاهش FLTA دارند. یافته ها توصیه های عملی برای معلمان زبان، طراحان برنامه درسی و سیاستگذاران ارائه میکند تا محیطهای ارزشیابی را به گونه ای طراحی کنند که FLTA را کاهش داده و از بهزیستی زبان آموزان حمایت کند
مقاله پژوهشی
آموزش
سپیده مهرآئین؛ حامد محمدحسینی؛ علی درخشش
چکیده
بهعنوان یک رویکرد آموزشی نسبتاً نوظهور، آموزش معکوس توجه زیادی را به خود جلب کرده است. بر همین اساس، پژوهشهای متعددی در حوزه آموزش زبان انگلیسی به بررسی کارآمدی کلاس معکوس در یادگیری زبان پرداختهاند؛ با این حال، این شیوه آموزشی هنوز در حوزه مهارت شنیداری زبان دوم بهطور کافی مورد بررسی قرار نگرفته است. از اینرو، پژوهش حاضر ...
بیشتر
بهعنوان یک رویکرد آموزشی نسبتاً نوظهور، آموزش معکوس توجه زیادی را به خود جلب کرده است. بر همین اساس، پژوهشهای متعددی در حوزه آموزش زبان انگلیسی به بررسی کارآمدی کلاس معکوس در یادگیری زبان پرداختهاند؛ با این حال، این شیوه آموزشی هنوز در حوزه مهارت شنیداری زبان دوم بهطور کافی مورد بررسی قرار نگرفته است. از اینرو، پژوهش حاضر با استفاده از طرح پیشآزمون–پسآزمون با گروه کنترل، به بررسی تأثیر مدل آموزشی معکوس بر عملکرد شنیداری و اضطراب شنیداری زبان دومِ زبانآموزان ایرانی پرداخت. در این مطالعه، ۳۹ زبانآموز در حال آمادگی برای آزمون آیلتس به دو گروه تقسیم شدند: یک گروه آموزش متداول (غیرمعکوس) دریافت کرد و گروه دیگر بر اساس اصول آموزش معکوس آموزش دید. شرکتکنندگان به دو آزمون تمرینی آیلتس پاسخ دادند و دو پرسشنامه، شامل پرسشنامه اضطراب شنیداری و پرسشنامه ادراک تجربه یادگیری معکوس، را تکمیل کردند. نتایج تحلیلهای آماری نشان داد که عملکرد شنیداری هر دو گروه از پیشآزمون تا پسآزمون بهطور معناداری بهبود یافته است و کلاس معکوس عملکردی بهتری از گروه کنترل داشته است. علاوه بر این، مشخص شد که معکوسسازی کلاس نهتنها بهطور قابلتوجهی اضطراب شنیداری زبان دوم شرکتکنندگان را کاهش داده است، بلکه نگرش آنان نسبت به این شیوه آموزشی را نیز بهصورت مثبتی تحت تأثیر قرار داده است. در پایان، دلالتهای این یافتهها برای ذینفعان تشریح شده است.