دوره و شماره: دوره 6، شماره 1، تیر 1396، صفحه 200-1 
مقاله پژوهشی

بررسی دانش آموزشی-محتوایی و روش‌ تدریس استادان زبان تخصصی دانشگاهی، و عقاید دانشجویان در مورد روش‌تدریس استادان زبان تخصصی دانشگاهی در ایران

صفحه 27-1

https://doi.org/10.22054/ilt.2017.8417

محمود رضا عطایی، عصمت بابایی، رضا طاهرخانی

چکیده بررسی نظام‌مند دانش آموزشی-محتوایی و روش ‌تدریس استادان زبان تخصصی دانشگاهی یک شاخۀ تازه در زبان­شناسی کاربردی به­ویژه در کشورهایی مانند ایران می‌باشد که در آن زبان تخصصی دانشگاهی توسط دو گروه از استادان با تخصص‌های مختلف، یعنی استادان زبان و استادان دروس تخصصی، تدریس می‌شود. تحقیق فعلی به بررسی شباهت‌ها و تفاوت‌های دانش آموزشی-محتوایی و روش تدریس استادان زبان و استادان دروس تخصصی و نیز عقاید دانشجویان در مورد روش تدریس استادان زبان تخصصی در دانشگاه‌های علوم پزشکی سراسر ایران پرداخته است. به‌منظور پاسخ دادن به پرسش‌های تحقیق، از ابزارهای مختلفی مانند پرسشنامه، مصاحبۀ نیمه‌ساختاریافته، و یادداشت‌برداری استفاده شد. شرکت‌کنندگان شامل استادان زبان، استادان دروس تخصصی، دانشجویانی که زبان تخصصی را با استادان زبان گذرانده‌اند، و دانشجویانی که زبان تخصصی را با استادان دروس تخصصی گذرانده‌اند، بود. در کل، ۳۱۸ استاد زبان تخصصی و ۱۵۷۳ دانشجو در این تحقیق شرکت کردند. نتایج این تحقیق تفاوت‌های بسیاری را در  دانش آموزشی-محتوایی و روش تدریس این دو گروه از استادان نشان داد. همچنین، طبق نتایج این تحقیق، دانشجویان روش تدریس استادان زبان را بیشتر می‌پسندیدند. این نتایج نکات مهمی را برای تدریس زبان تخصصی دانشگاهی در ایران دربردارد و بر اهمیت برنامه‌های تربیت مدرس منظم و بیشتر تأکید دارد.

مقاله پژوهشی

آموزش صریح ویژگی‌های منظورشناختی: بررسی تاثیر این نوع آموزش بر دانش ابزارهای بیان تردید در نگارش دانشگاهی

صفحه 53-29

https://doi.org/10.22054/ilt.2017.8418

عبدالله سارانی، امرالله طلعتی باغ سیاهی

چکیده دیدگاه­های مربوط به بیان زبان تردید در نگارش متون دانشگاهی به عنوان بخش مهمی از ویژگی های منظورشناختی این نوع متون شناخته می­شود که به نظر می­رسد اکثر نویسندگان این نوع متن­ها با مشکلات قابل توجهی مواجه می­شوند. برخی از صاحب نظران، آموزش صریح را به عنوان رویکردی موثر در آگاه ساختن دانشجویان زبان نسبت به اهمیت این نوع ویژگی­ها معرفی کرده­اند به طوری که  شامل شناساندن شکل­های مختلف و ویژگی­های منظورشناختی ابزارهای بیان تردیدی هستند که برخی از آنها چند بعدی و چند منظوره می­باشند (به عنوان مثال، هایلند 1996). مطالعه حاضر با هدف مشخص کردن هر چه بیشتر تاثیر آموزش صریح در بهبود دانش منظورشناختی دانشجویان زبان انگلیسی ایرانی انجام شده است که شامل ابزارهای بیان تردید، بررسی فراگیری و کاربرد فعل­های کمکی در گرامر زبان انگلیسی به عنوان شیوه­های بیان تردید با استفاده از به کارگیری آموزش مستقیم در کلاس می­باشد. بدین منظور 37 نفر از دانشجویان رشته­های مختلف به دو گروه کنترل و گروه آزمایش تقسیم بندی شدند. آموزش صریح افعال کمکی به عنوان منابع بیان تردید در گروه آزمایش تدریس شد، در حالی که گروه کنترل از شیوه متداول تدریس نگارش دانشگاهی بهره­مند شدند. از هر دو گروه در ابتدا و انتهای دوره آموزش آزمون به عمل آمد. تجزیه و تحلیل توصیفی نمرات به دست آمده و همچنین آزمون تی نشان داد که پیشرفت قابل توجهی در دانش منظورشناخت و زبانی دانشجویان درگروه آزمایش در کاربرد افعال کمکی برای بیان تردید وجود دارد. نتایج همچنین نشان داد که گروه آزمایش از مزیت نسبی نسبت به گروه کنترل در کاربرد افعال کمکی در نگارش برخوردار بودند. یافته­های این مطالعه می­تواند در راستای بهبود برنامه­های آموزشی مفید باشد.

مقاله پژوهشی

آموزش براساس پساروش و درک معلمان زبان انگلیسی : آیا روند امید بخش است؟

صفحه 82-55

https://doi.org/10.22054/ilt.2017.8419

ناصر رشیدی، نورالله منصورزاده

چکیده حرفه تدریس و یادگیری زبان دوم در نظر و در عمل، به وبژه مفهوم روش، با فراز و فرودهای اساسی روبرو بوده است. با داشتن موافقان و مخالفان، پساروش به عنوان یک جایگزین معقول و عملی برای کاستی­های  مفهوم محدود کننده روش تلقی شده است. هدف تحقیق کیفی حاضر، بررسی دیدگاه­ها و درک معلملن غیرانگلیسی زبان از پساروش بوده است. در حقیقت، محققان به دنبال بررسی درک و فهم این معلمان از شرایط پساروش با توجه با بافت و نیازها بودند. شرکت­کنندگان این تحقیق 10 معلم غیر­انگلیسی زبان بودند که بر اساس روش نمونه­گیری هدف­ مند و با توجه به تجربه تدریس در زبان انگلیسی به سه گروه تقسیم شدند. شرکت­کنندگان در یک مصاحبه شرکت کردند تا بتوانند دیدگاه­ها و درک خود را از پساروش بیان کنند.  اگر چه نتایج تحقیق در برخی زمینه­ها امیدوارکننده بود، اما درک کامل پساروش از سوی معلمان زبان با چالش­هایی مواجه بود. به عبارت دیگر، اگرچه معلمان غیرانگلیسی نتوانستند اصول پساروش را به طور شفاف بیان کنند، اما نشان دادند که دارای فهم منطقی از اصول و الزامات حاکم بر آن در فرایندها و فعالیت­های تدریس هستند. نتایج این تحقیق برای مدرسان تربیت معلم جهت طراحی برنامه­های مؤثر ترییت معلم و ضمن خدمت برای بالابردن درک و دانش معلمان زبان انگلیسی از پساروش و کاربردهای آن در فرایند­های یاد-دهی و یادگیری می­تواند مفید باشد.

مقاله پژوهشی

تاثیرات استفاده از مطالب فرهنگی متفاوت بر روی اضطراب در خواندن، خودکارایی در خواندن و مهارت خواندن دانشجویان رشته آموزش زبان انگلیسی به عنوان زبان خارجی در کلاس‌های پروژه محور

صفحه 115-83

https://doi.org/10.22054/ilt.2017.8420

فرنوش کریمی، زهره نفیسی

چکیده این مقاله قصد دارد تا تاثیر استفاده از مطالب درسی فرهنگی متفاوت را بر اضطراب در خواندن، خودکارایی در درک مطلب خواندن و مهارت خواندن دانشجویان زبان انگلیسی به عنوان زبان خارجی در کلاس­های پروژه محور بررسی کند. این تحقیق بر روی دو کلاس از دانشجویان سال اول با مهارت زبانی متوسط در رشته آموزش زبان انگلیسی انجام گردید. گروه مقایسه بایست پروژه­های خود را بر اساس متون خواندن موجود در کتاب اکتیو (یعنی متون مبتنی بر فرهنگ زبان دوم) و گروه آزمایشی برپایه متون فرهنگی مبتنی بر هم زبان اول و هم زبان دوم ارائه می­دادند. متون آموزشی در گروه آزمایشی توسط خود محقق طراحی شده بودند. برای این هدف پرسشنامه­های خودکارایی در خواندن و اضطراب در خواندن و بخش درک مطلب تست میشیگان (1998) به عنوان پیش­آزمون و پس­آزمون در ابتدا و انتهای یک سال تحصیلی شامل دو درس خواندن پروژه محور بین دانشجویان توزیع گردیدد. از آنکوا به منظور تحلیل داده ها استفاده گردید. نتایج نشانه این مطلب بود که اگرچه پیشرفت­های چشمگیری با توجه به سه متغیر مورد ذکر در دانشجویان هر دو گروه دیده شد، این گروه آزمایشی بود که به نسبت گروه مقایسه درجات بسیار کمتری از اضطراب را نشان داد، هر چند که از نظر خودکارایی و مهارت در خواندن هیچ تفاوت قابل ملاحظه­ای بین دو گروه مشاهده نشد. نتایج به دست آمده در این مطالعه به مدرسان زبان انگلیسی به عنوان زبان خارجی، نویسندگان کتب درسی و طراحان برنامه­های درسی پیشنهاد می­کند که درهنگام تولید مطالب درسی خود می­توانند ازمتون فرهنگی آشنا برای یادگیران زبان انگلیسی استفاده کنند.

مقاله پژوهشی

ارزیابی گروهی و مباحثه معنایی خودجوش در بین زبان‌آموزان: دو عنصر ایجاد حس حضور اجتماعی در محیط‌های اجتماعی و برخط فراگیری زبان انگلیسی

صفحه 144-117

https://doi.org/10.22054/ilt.2017.8421

محمد حسین حریری اصل، سیده سوسن مرندی

چکیده امروزه، به لطف وجود فن­آوری پیشرفته، به ویژه اینترنت، کانال­های ارتباطی در بین مردم سرتاسر جهان، بسیار گسترده شده­اند. در این میان، استفاده از اینترنت به منظور فراگیری زبان دوم بسیار رایج شده است. با این حال، بسیاری از برنامه­های امروزی به منظور فراگیری زبان دوم توسط فن­آوری به برقراری حس تعامل و حضور اجتماعی درخور نمی­پردازند، که به خودی خود مانع از این می­شود که زبان­آموزان در فرایند یادگیری خود نقشی فعال ایفا کنند. در نتیجه، به نظر می­رسد که این گونه برنامه­های آموزشی، کماکان در دسته برنامه­های رفتاری و ارتباطی طبقه بنده می­شوند و به مرتبه بالاتر برنامه­های یکپارچه که باعث ایجاد حس تعامل می­شوند، نمی­رسند. این پژوهش قصد دارد تا از طریق ایجاد حس حضور اجتماعی و بهینه­سازی الگوهای تعاملی بین زبان­آموزان، مراتب ایجاد یک اجتماع آموزشی یکپارچه برخط را فراهم نماید. در این پژوهش کیفی، در طول بیش از یک سال، پژوهشگران از طریق برگزاری 41 مصاحبه گروهی نیمه ساختاریافته که بر روی برنامه­های اسکایپ و دیسکورد و در پایان کلاس­های مجازی تشکیل و ضبط گردید، از بازخورد 42 زبان­آموز مشغول به تحصیل در وبلاگ اولین پژوهشگر در مورذ پرسش­های پژوهش مطلع گشتند. نتایج به دست آمده بیانگر این نکته بود که استفاده از یک برنامه آموزشی محتوا-محور که در آن زبان­آموزان از طریق شرکت در فعالیت های غیرهمزمان و اعمال ارزبابی گروهی در فرم­های نظردهی و انجمن­های مجازی پیش از انجام مباحثات معنایی در هر کلاس همزمان امکان انتخاب و تولید محتوای درسی داشته باشند، باعث افزایش میزان حس تعامل و حضور اجتماعی در بین زبان­آموزان می­شود.

مقاله پژوهشی

آموزش مفهوم-محور و تدریس زمان و وجه زبان انگلیسی به دانش‌آموزان ایرانی

صفحه 179-145

https://doi.org/10.22054/ilt.2017.8422

علی محمد فضیلت فر، علی اکبر جباری، رضوان هرسج ثانی

چکیده تحقیق حاضر به نقش روش مفهوم-محور گلپرین (1969) در تدریس مفاهیم زمان و وجه در زبان انگلیسی با به کارگیری دستور شناخت-محور به فراگیران زبان انگلیسی به عنوان زبان خارجی می­پردازد. پیرو نظریه فرهنگی-اجتماعی در فراگیری زبان دوم با آگاه کردن زبان­آموزان به مفاهیم علمی در خصو ص مفاهیم دستوری زبان دوم می­توان به رشد یادگیری زبان دوم آنها کمک کرد. برای تحقق این هدف، در طی هشت هفته، 28 دانش­آموز کلاس سوم متوسطه به عنوان گروه آزمایشی مفاهیم مورد نظر را در چارچوب آموزش مفهوم-محور دریافت کردند. درمقابل 30 دانش­­آموز دیگر از همان مقطع به عنوان گروه کنترل همان مطالب را به صورت سنتی دریافت کردند. سه دسته از داده­های استخراج شده از جمله تعریف مفاهیم زمان و وجه قبل و بعد از آموزش مفهوم-محور،  داده کلام سازی مفاهیم در طی آموزش مفهوم-محور، عملکرد گفتمان کتبی بعلاوه پاسخ­ها به سوالات دستوری قبل و بعد از آموزش مفهوم-محور نشان داد هر دو گروه به طرز معناداری بعد از دریافت آموزش مورد نظر در یادگیری مقولات زمان و  وجه عملکرد بهتری داشته­اند. معهذا در مقایسه با یکدیگر دانش آموزانی که آموزش مفهوم-محور دریافت کردند عملکرد بهتری داشتند. دانش آموزانی که مقولات زمان و وجه را از طریق روش مفهوم-محور دریافت کردند تعریف معناداری از مفاهیم مورد نظر را ارایه کردند و عملکرد آنها در نوشتار و پاسخ آنها به سوالات دستوری بهبود پیدا کرد. نتیجه این تحقیق می­تواند در به کارگیری مفاهیم علمی در آموزش زبان دوم مفید واقع شود.